سپاهیان محمد در راهند

دفاع مقدس
|
![]() |
اختيار انسان و شب قدر آنچه از مجمــوع مباحث به دست میــآید اين است كه با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت ها و مشاهدات، اطمينان كامل پيدا مى كنيم كه شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقين، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برايش رقم مى خورد موثر است؛ حتى مى شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند. | |
|
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:
۱- حالات و دريافت هاى شخصى كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.
خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.
امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان. مى دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.
پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.
يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.
1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است. 4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد. 1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص. امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
1- اصول كافى ، ج 4، ص 158.مى گردد (16).
| ||
31 شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت ساله دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزت و شرف اين رمز و بوم، به مثابه يکي از حساس ترين و بارزترين برهه هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناک، تا هميشه زمان، بر تارک تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان مي درخشد. دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاريخ افتخار آفريني مبارزات حق طلبانه، يک ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايت هاي رهبر انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (ره) شكل گرفت و باعث احياي يك مكتب سازنده و نهضت هاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد.
دفاع مقدس ما در زمينه هاي مختلف سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و ... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زند و تحليل هاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه عظيم، بي شک در ياد ملت ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي و حماسه آفريني را در نسل هاي بعد بر جاي خواهد گذاشت.
جنگ تحميلي عراق عليه ايران 2887 روز به طول انجاميد که طي آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت که 793 روز حمله از سوي رزمندگان اسلام بود و 207 روز از سوي ارتش متجاوز بعثي در طول جنگ شمار 381 هزار و 680 نفر از نيروهاي دشمن کشته و يا زخمي شدند و 72 هزار نفر به اسارت نيروهاي اسلام در آمدند. در اين هشت سال 371 فروند هواپيما و 82 فروند بالگرد دشمن منهدم شد. 1700 دستگاه تانک و نفربر، 480 قبضه توپ و سه هزار و 363 دستگاه خودرو نظامي به غنيمت ايران در آمد و و پنج هزار و 758 دستگاه تانك و نفربر، 532 قبضه توپ و پنج هزار و 152 دستگاه و خودرو نظامي دشمن منهدم گرديد. مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخاير ارزي عراق که در ابتداي جنگ، حدود سي ميليارد دلار بود، پس از شکست در عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پايان جنگ، اين کشور بيش از هفتاد ميليارد دلار بدهي داشته باشد
مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهتخوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلكها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر اسپاه روزه (1)
پىنوشت:
كليات ديوان شمس تبريزى با مقدمه بديع الزمان فروزانفر صفحه 874.
دلم قرار نميگيرد از فغان بي تو
سپندوار زكف دادهام عنان بي تو
ز تلخ كامي دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبي تر نكرد جان بي تو
چون آسمان مه آلودهام زتنگ دلي
پر است سينهام ز اندوه گران بي تو
نسيم صبح نميآورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بي تو
لب از حكايت شبهاي تار ميبندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بي تو
چون شمع كشته ندارم شرارهاي به زبان
نميزند سخنم آتشي به جان بي تو
ز بي دلي و خموشي چون نقش تصويرم
نميگشايدم از بي خودي زبان بي تو
عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان بي تو
گزارش غم دل را مگر كنم چو امين
جدا از خلق به محراب جمكران بي تو
| ||
|
| ||
|
| |
|
|
اسرائيل آن ابهت و حالت برتري و شكستناپذيري خود را در منطقه از دست داد يعني اسرائيلي كه قبلا با چند كشور عربي موازنه قوا ميكرد، امروز با حزبالله به موازنه رسيده است.با تصويب قطعنامه و اجرايي شدن آن، نتيجه جنگ حزبالله و اسرائيل با تمامي تبعات آن، در نهايت به نفع حزبالله و عليه اسرائيل تمام شد. يك كارشناس مسائل نظامي و خاورميانه با اعلام اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: در اينكه هدف اسرائيل از جنگ چه بوده است، چند گزينه مطرح است: 1ـ اينكه هدف اصلي اسرائيل، خلع سلاح حزبالله بوده و اين رژيم در صدد آسوده ساختن فكر خود از جانب لبنان و خصوصا حزبالله بوده است. 2ـ هدف اسرائيل از وارد آوردن فشار نظامي، ايجاد خطي حائل بين خود و حزبالله ، بود اما با اين تفاوت كه نيروهاي مستقر در اين خط حائل نيروهاي فعال بر ضد حزبالله مثل ناتو باشند. مانند اينكه اسرائيل پس از تحت فشار قرار دادن حزبالله و دستيابي به برخي مناطق و ارتفاعات، پاي چنين نيروهايي را به ميان بكشد. اما در مقابل، هدف آمريكا از آتشافروزي و حمايتهاي گسترده خود را ميتوان در دو دستهبندي اصلي خلاصه كرد: 1ـ اينكه آمريكا موفق شود دولتهاي سوريه و لبنان را عوض كند و مثلثي درست كند متشكل از لبنان، سوريه و اسرائيل، كه آمريكا از آن تعبير به خاورميانه جديد مي كند. 2ـ ديگر خواسته آمريكا اين بود كه، حزبالله را از عنوان عامل بازدارندگي ايران در منطقه خارج كند. يعني به تعبيري يك جدايي بين توانايي ايران در مرزهاي خودش و نيز بيرون از مرزها پديد آورد. بنا به گفته اين منبع آگاه در مسائل لبنان؛ آمريكا و اسرائيل در اين جنگ به خواستهاي حداكثري خود نرسيدند، اما در جمعبندي كلي كه براي خواستهاي حداقلي آنها ميتوان برشمرد، بايد گفت كه: 1ـ استقرار نيروهاي چندمليتي كه از ابتدا نيز خواست اسرائيل بود، به نوعي خواست حداقلي به شمار ميرود هرچند كه با زير نظر دولت لبنان رفتن نيروهاي فوق، عملا اختيار آنها دست دولت لبنان بود و در نهايت به نفع لبنان تمام شده است. 2ـ تلفات سنگين و خسارات فراواني را براي لبنان به بار آورند و امكانات و قواي آنها را تحليل برند. اما در مقابل ارتش و دولت اسرائيل، چيزهاي مهمي را نيز از دست داد: 1ـ مهمترين نكته اينكه اسرائيل آن ابهت و حالت برتري و شكستناپذيري خود را در منطقه از دست داد يعني اسرائيلي كه قبلا با چند كشور عربي موازنه قوا ميكرد، امروز با حزبالله به موازنه رسيده است. همانقدر كه اسرائيل شهرهاي لبنان را مورد هدف قرار داد، حزبالله نيز شهرهاي اسرائيل را مورد اصابت موشك قرار داد. اسرائيل از دريا بسياري از نقاط ساحلي لبنان را آماج حملات و موشكهاي خود كرده بود كه حزبالله نيز به همين صورت جواب اسرائيل را در دريا داد. از سوي ديگر، اسرائيل ارتفاعات و برخي مناطق لبنان را به تصرف خود درآورد كه حزبالله نيز چنين مسئلهاي را در مورد اسرائيل پديد آورد. 2ـ نكته ديگري كه به ضرر اسرائيل شد و به تعبيري آن را از دست داد، اينكه با وجود توافقات آمريكا و انگليس در مورد حمايت از اسرائيل، اينان نشان دادند كه حمايتهاي گذشته از اسرائيل ديگر در ميان نيست و در پايينترين حد خود قرار دارد. يعني معلوم شد پشتيباني بينالمللي اسرائيل بسيار ضعيف شده است. انگليس نيز خصوصا در هفتههاي اخير چرخشي كه از خود نشان داد معنايش نامفهوم است و رفتار خاص و معناداري را تداعي مي كرد. اين رفتارهاي انگليس تا بدانجا پيش رفت كه بعد از رايزنيهاي فرانسه، مواضع خود را در مورد قطعنامه تا حد زيادي تعديل كرد. 3ـ نوعي ناامني رواني در سراسر اسرائيل حاكم شد. در جنگها و اتفاقات گذشته اسرائيل نهايت جايي كه بحران و ناامني رواني به آنجا ميرسيد، جنوب اسرائيل و كرانه غربي بود. ولي در اين جنگ ما شاهد آن بوديم كه تا خود تلآويو اين حالت بيثباتي رواني به وجود آمده بود و از طرفي احساس ريسك زندگي كه در قالب اقتصاد و جمعيت نمودار است، به شدت مشاهده ميشد. اين كارشناس همچنين در جواب اينكه اهداف، دستاوردها و موقعيت حزبالله در جنگ چه بود؟ گفت: اينكه خسارت سنگين اقتصادي و تلفات جدي انساني به مردم وارد شد، منجر شد كه لبنان بسياري چيزهاي مادي خود را از دست بدهد، ولي اين قسمت چون مادي است، به سرعت جبران ميشود. اما دستاوردهاي لبنان در طول اين درگيريها بسيار چشمگير بود مانند اينكه؛ 1ـ نصرالله تبديل به چهره تأثيرگذار در دنيا و به ويژه جهان اسلام و كشورهاي عربي شد. يعني در موازنههاي سياسي و منطقهاي حرف سيد حسن نصرالله، به عنوان يك چهره تأثيرگذار حساب شده و مؤثر به شمار مي رود. 2ـ در طي اين جنگ همه توجهات معطوف به اين سمت شد كه علت موفقيت حزبالله چيست؟ و اين موضوع به صورتي درآمد كه بسياري از نيروهاي نظامي و يا گروههايي مانند حماس به خود گفتند، چرا ما چنين نباشيم؟ اين در حالي است كه همين جريانات و گروهها از «القاعده» برداشت و تقليدي نكردند، اما از روش ها و شيوه هاي برخورد حزبالله جواب بسياري از سوال هاي خود را گرفتند. مي توان گفت كه بعد از اين جنگ تفكري صادر شد كه همان الگو گرفتن از حزبالله شده است. همه ميگويند برويم و بياموزيم كه چگونه نصرالله تا آخر گفت كه تلآويو را ميزند ولي نزد. در حالير كه اگر«القاعده» بود چون براي آنها سياست، انسانها و... مطرح نيست، همان روز تلآويو را ميزد. اين همان محافظهكاري و تحفظ بر دماء مسلمين است كه آيتالله سيستاني هم از آن پيروي كردند. اين از اصول فقه شيعه است، پس مردم و انديشه حزبالله جهاني شد. 3ـ آوردن شبعا در متن قطعنامه يك گام به جلو براي تماميت ارضي حزبالله بود. پيشتر هرچه لبنان درباره مزارع شبعا سخن به ميان ميآورد آمريكا ميگفت كه اين منطقه ربطي به شما ندارد و مربوط به سوريه است. ولي همين كه ذكري از شبعا در قطعنامه شد خود يك نوع تأييد است. يعني نه تنها حزبالله زميني را از دست نداد، بلكه زميني را هم به دست آوردند. 4ـ پيش از اين جنگ، در حادثه قتل حريري اختلافهايي بين دولت، حزبالله و سوريه رخ داده بود كه بعد از جنگ اين اختلاف رقيق شد. مانند اينكه دولت لبنان قطعنامه هفتمادهاي را مطرح كرد و بعد هم رد شد ولي حزبالله مخالفتي نكرد و عملا پشت سر دولت قرار گرفت و آن را حفظ كرد. يعني جهتگيريهاي داخلي بسيار به هم نزديك شد و آنان كه حالت مخالف را داشتند مثل سنيوره قدرت مخالفت از آنها سلب شد. 5ـ قدرت نظامي حزبالله نسبت به قبل چند برابر شد، چراكه تجربه خوبي از لحاظ مدت و كيفيت جنگ به دست آورد و نيروها و امكانات خود را تست كرد كه توانش چقدر است؟ 6ـ مسئله بعد اعتماد به نفسي است كه از اين پس در جهان اسلام به وجود خواهد آمد. قبلا به هر جاي جهان اسلام كه حمله ميشد، صبح سقوط ميكرد ولي اکنون ديگر چنين نيست و از توان كشورهاي اسلامي بر مي آيد كه با آمريكا، اسرائيل و انگليس مقابله كنند. نظرات کاربران : اي كاش حزب الله تل آويو را ميزد تا حمله به بيروت را تلافي كرده باشد و اسرائيلي ها بدانند كه هر خطايي بكنند پاسخش را ميگيرند نه اينكه فكر كنند كه حزب الله جرات حمله به تل آويو را پيدا نكرد زيرا آنها از محافظهكاري و تحفظ بر دماء مسلمين چيزي نمي فهمند . به موارد قوق اين نكته را نبز بايد افزود كه در عراق ، ايران و افغانستان نيز حزب الله وجود دارند كه هر وقت لازم باشد همان بلا را بر سر متجاوزين خواهند آورد. تحليل بسيار دقيق و كارشناسانه اي انجام داده اند. دستاورد مهم اين جنگ بالابردن ايمان به خدا در ميان جوانان و خنثي نمودن چندين سال تهاجم فرهنگي امريكا و متحدانش بود. معجزه اسلام و قران بر جوانان ثابت شد. (برگرفته شده از سايت بازتاب)